اسكندر بيگ تركمان

707

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

خراسان فتنه و آشوب افتد تجويز اين مقدمات نميكردند و حواله بوقت ديگر مىفرمودند كه انشاء اللّه تعالى چون بتوفيق آسمانى و نيروى اقبال از انتظام مهام آذربايجان و شيروان فراغى حاصل آيد و نهضت موكب همايون بجانب خراسان اتفاق افتد اين عزيمت به امضاء رسد . يار محمد ميرزا معروض داشت كه ما را بهتر از اين فرصتى بدست نميآيد كه باقيخان از ميان رفته و ولى محمد خان برادرش هنوز استقامتى نيافته و او را در ماوراء النهر مشاغل عظيمه روى ميدهد و معلوم نيست كه بضبط و ربط بلخ و محال اين طرف آب تواند پرداخت و در اينوقت آن ولايت به آسانى درميآيد و اين اراده تأخير نميپذيرد چون در عالم حساب دانى و معامله فهمى كنگاش راه به جائى داشت و دور نمينود و يار محمد خان كه صاحب وقوف مهام آنملك بود اين رأى را صايب شمرده در رفتن مبالغه مينمود حضرت اعلى شاهى ظل اللهى رضاجوى گشته سلاطين زاده‌ها و اتباع ايشانرا بخلاع گرانمايه و انعامات و ساير ضروريات نواخته مرخص فرمودند و يرليغ مطاع باسم حسينخان بيگلربيگى و ساير امراء خراسان عز صدور يافت كه اعزاز و احترام سلاطين زاده‌ها بجاى آوردند و خدمات لايقه بتقديم رسانند و آنچه از الكاء و قلاع غرجستان در تصرف طايفهء جمشيدى و غيره منسوبان اين درگاه است به تصرف ايشان داده كومك و مدد به قدر احتياج سرانجام نموده روانه آن ولايت گردانند و سلاطين زاده‌ها در كنار آب ارس حوالى نخچوان مشمول نوازش و احسان از آستان اقبال آشيان جدا شده خوشدل و شادمان روانه شدند . از زمرهء رفقاى ايشان شاه خواجه كه سيدى عظيم القدر معتمد عليه آن طبقه بود از ركاب همايون تخلف نكرده توقف اختيار نموده يار محمد ميرزا نيز بجهة آنكه در درگاه معلى معتمدى كه باعث انجام مهمات و محرك معاونت و امداد ايشان بوده باشد داشته باشند رضا بتوقف او داد هنوز ايشان در دارالسلطنهء قزوين بودند كه قضيه جنك سردار و عسكر روم بوقوع پيوسته حضرت اعلى ظفر و نصرت يافتند و آوازه فتح و فيروزى بخراسان رسيد و يار محمد ميرزا و رفقا عفايف و مخدرات خود را در قزوين گذاشته عزيمت خراسان نمودند و حسينخان چند گاه ايشانرا در دارالسلطنهء هرات نگاه داشته ما يحتاج بر وجه لايق سرانجام نموده در اوايل سال يونت ئيل اربع عشر و الف كه رايات فيروزى آيات عز و جلال متوجه تسخير قراباغ گشته بمحاصره قلعه گنجه مشغول بودند حسينخان فوجى از جنود قزلباش خصوصا طايفهء جليلهء شاملو همراه سلاطين زاده‌ها كرده روانهء ولايت غرجستان كرد و ايشان بيمن معاونت و امداد منسوبان خاندان آنولايت را بحيطهء تصرف درآورده معظم قلاع غرجستان بدست ايشان درآمد و تمامى كلانان و كلانتران آمده جهانگير خان را ديدند و اكثر قلعه داران و سرداران هزارجات و صدجات قبايل آنجا پاى در دايرهء متابعتش نهادند و روز بروز جمعيت لشكر و حشر زياده ميشد تا آنكه توجه جانب بلخ در ضمير يار محمد ميرزا رسوخ يافته عزيمت آنصوب نمود شرح آن سرگذشت در قضاياى سال آينده از مساعدت بخت مأمول است كه عنقريب نگاشتهء كلك وقايع نگار گردد . [ 496 ] ذكر نهضت موكب همايون بعزم تسخير قراباغ از راه اردبيل و فتح قلعهء گنجه بعون عنايت حضرت رب جليل چون خاطر خطير اشرف اعلى از امور ضروريه سرحد تبريز و كردستان فراغت يافت و امراء اكراد طوعا او كرها قدم در دايرهء متابعت اين خاندان ولايت نشان نهادند خاقان دشمن سوز